بیدار میشوی و فکر میکنی روزی معمولی و حتی کمی خوب در انتظار توست... اما تمام زندگیات زیر و رو میشود.
پرتابت میکنند به سیاه چالی که کابوست بوده است و دوباره میمیری.
تکرار.
دوباره تلاش جهت زنده ماندن و زندگی کردن و رد شدن از چرخهی تکرار. خوش آمدی.
این بار هم زنده میشوم و خاکسترها را با باران میشورم و منی نو خلق میکنم. این بار هم رنجم را زندگی میکنم و کش آمدن ساعت را تحمل میکنم. این بار هم منی نو خلق میشود تا مدتی بعد که تصمیم بگیری دوباره بشکنیاش.
برچسب:
نویسنده: علی مرادی