پیدا شدی.
ناپدید شدی.
بعد از این دو فصل از زندگی،
دیگر زندگی نمیکنم.نفس هایم با درد بالا و پایین میشوند.برای راه رفتن باید دستم را به دیوار بگیرم.از فکر تمام خنده هامان اشک میریزم.
آدم ها را از روی تاریخ روی سنگ قبرشان نمیشود فهمید کی مُرده اند.برو و ببین کِی عاشق شده اند.پدر بزرگم میگفت.
جایی دیگر خواندم شکستن قلب واقعیت دارد و یک تکه از قلب جدا میشود.برای همین است این دردی که میپیچید و دیوانه میکند؟شاید.
برچسب:
نویسنده: علی مرادی